أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

114

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

براى رسول ( ص ) مثلى زد تا متسلّى شود ؛ گفت : آيا آنكس كه واثق بود و بعلم و يقين ساكن النّفس بود يعنى محمّد او همچون كسى بود كه عمل بدش بياراسته باشند و در چشم او مزّين كرده و آن شيطان كرده باشد بغرور وسوسه يعنى كافران چون ابو جهل و اتباع او و ايشان متابعت هواى خود كردند پسر و هواى نفس شدند . [ سوره محمد ( 47 ) : آيه 15 ] مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ ( 15 ) مثل بهشتى كه متّقيان و پرهيزگاران را وعده داده‌اند در آن بهشت جويهائيست از آبى كه بوى و رنگ وى نگرديده باشد ، و جويهائى از شير كه طعم وى متغيّر نشده باشد ، و جويهائى از خمر كه لذّت دهنده و با مزه باشد شاربان و خورندگان آن را و جويهائى از عسل پاكيزه و پاك گردانيده از شمع ، و متّقيان را باشد در بهشت از هر ميوه ، و آمرزشى باشد ايشان را از خدايشان ، آيا بهشتى به اين صفت بهتر كه جزاى متّقيان باشد يا دوزخ كه جزاى كافران باشد و ايشان در آتش دوزخ جاويد باشند . و آب گرم در خورد ايشان ميدهند كه چون بخورند امعاء و روده‌هاى ايشان را پاره پاره گرداند . كعب الاحبار گفت : دجله جوى آب بهشت است ، و فرات جوى شير بهشت است ، و نيل مصر جوى خمر بهشت است ، و سيحان جوى « 1 » انگبين بهشت است ؛ و اين چهار جوى از كوثر مىآيد . [ سوره محمد ( 47 ) : آيات 16 تا 18 ] وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ( 16 ) وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ ( 17 ) فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِكْراهُمْ ( 18 ) و از اين كافران كس هست كه گوش با سخن تو مىكند و مىشنود تا آنگه كه از نزديك تو بيرون مىشود مىگويد كسانى را كه ايشان را علم داده‌اند از صحابه و مؤمنان

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « سيحان بالفتح نهريست بشام و نهريست ببصره و آن را ساحين هم گويند » .